ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پسر عزیزم. بی صبرانه منتظر به دنیا اومدنت هستم. امیدوارم، سر موقع و در نهایت سلامت به دنیا بیای. تپل باشی و اذیت هم نشی. مامان عاشقته. دلم میخواست همه ی وسایل دنیا رو برات میخریدم. دوستت دارم عزیز دلم. خیلی زیاد دوستت دارم.
45 روز مانده تا تکامل رشد جنین و من بی صبرانه منتظرم تا این 45 روز به اتمام برسه. زیبای دوست داشتنی. هیچ کس نمیتونه درک کنه چقد برام عزیزی.
دعا کن این هفته به خوبی از پس پروپوزال بر بیام. دعا کن آبروی مامانی حفظ بشه...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 26 مهر 1396
مهتا
درد ستون مهره ها امانم رو بریده. نمیتونم پشت لبتاب بشینم...

خدا رو هزار بار شکر به سلامتی برگشتیم تهران. شمال رفتن تو روحیاتم تاثیر مثبت داشت. حداقل چند روزی از فضای دانشگاه و استرس ها به دور بودم. اما فهمیم اصلا اون آدم قبلی نیستم. سنگین شدم و هر فعالیتی به شدت اذیتم میکنه. نفس میگیره. الان حالم خوبه. هر چند سر چیزهای کوچیک و کاملا بیخود زیاد حرص خوردم. 
امروز ترازو عدد 67!!!!!! رو نشون داد. استرس گرفتم. نمیدونم واقعا از پس کارام برم میام یا نه. گاهی دلم میخواد از همین حالا برم مرخصی...

دلم خیلی روضه میخواد اما امسال قابل نبودم. باز هم خدا رو شکر بابت اون یک شب روضه و دو شبی که چند دقیقه ای قدم زنان دسته تماشا رفتیم. نگرانم. نمیدونم چه گناهی کردم که لیاقت حضور تو مراسم ها رو هم ندارم...

خدایا ما رو ببخش...




نوع مطلب : روزنگار،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 9 مهر 1396
مهتا
اگه خدایی نکرده برای پسرم مشکلی پیش بیاد یا ضعیف به دنیا بیاد، هیچ وقت خودم نمیبخشم. هیچ جوری نمیتونم خانوادم دوست داشته باشم. نمیتونم باهاشون ارتباط داشته باشم. از دنیا میبرم...

هر کی میبینه شرایطمم بهم میگه داری به بچت ظلم میکنی. راس میگن. میگن حداقل انقد این طرف و اون طرف میری با خودت آذوقه و آجیل بیار. چیزای مقوی بخور. ولی همه ی این کارها هزینه میخواد. ممکنه هر روری پسرکم به دنیا بیاد و ما هنوز خرید سیسمونی رو شروع نکردیم.....

کارای همسری هم فقط هر روز پیچیده و پیچیده تر میشه. دانشگاه که میگه شما سنواتی شدی و باید ترمی 4 تومن بدی. از اون طرف درساش رو هوا. شغلش رو هوا. محل زندگیمون رو هوا. درسا من رو هوا. کاش برای فروش طلاها مجبور نبودیم به مامان و بابا بگیم. کاش اون دو تومن اضافی رو بهمون نمیدادن که منتش رومون نباشه. این جوری همیشه بهشون مدیون و بدهکاریم...

دلم از زندگی پره. خیلی پره

الان ساعت 3.30 دقیقه هست. من صبح بعد صبحانه یواش یواش رفتم دنبال کارای خواهرو الان رسیدم خونه...بدون این که ناهار بخورم یا نماز بخونم. و این روند زندگی من در تمام هفته ی گذشته هست و شاید ماه گذشته...

بودجه ام  رو خرج خرید پسته و بادام و مزمز کردم. نمیخوام یه روز هم منتظر بمونم تا همسر این ها رو تهیه کنه. هر چقد که میخواد گرون بشه. فقط و فقط و فقط پسرم برام مهمه.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 مهر 1396
مهتا
من و پسرم از پس این مرحله هم بر اومدیم. ما امروز هر شش نسخه فایل پروپوزال به 6 داورها رسوندیم. البته بعضی ها نبودن و بعد کلی معطلی از زیر در اتاقشون رد کردیم. 
خدایا شکرت که این مرحله هم گذشت. خودت آبروی ما رو حفظ کن. خودت بهم توان بده تا روز دفاع محکم باشم و بتونم بهترین جواب به داورها بدم.
هفته آینده هم باید برم دنبال گرفتن جوابیه از داورها. 
الان که این میخونید ظاهراً کار ساده ای به نظر میاد. اما طی کردن این روند اداری و معطلی پپشت در استادا که هر کدوم یه دانشگاه یا یه دانشکده بودن بسیاااااااااااااار زیاد و طاقت فرسا بود. خدا میدونه چه بر سر ستون مهرات بنده اومد. اونم در حالی که مسیرهای بین دانشگاهی رو کلا با اسنپ رفتم و اومدم.
البته فقط تحویل فایل هم نبود. نامه هم باید قبلش از دفتر دانشکده خطاب به داورها میگرفتم و میبردم  مسئول تحصیلات تکمیلی دانشکده خودمون امضا کنه. پرینت و سیمی کردن خود پروپوزال هم همین طور... و این وسط اشتباه مسئول دانشکده در نوشتن نامه...و شرایط ویژه من.

دیشب ساعت 3 خوابیدم. صبح 8 بیدار شدم و 5 بعدازظهر رسیدم خونه. اونم در حالی که بدون معطلی برای ناهار و نماز کار پیگیری کردم و هم چنین با اسنپ برگشتم خونه. در مجموع 50 تومن هزینه اسنپ شد. خدا رو هزار بار شکر
---------------------------------------------------------
امروز تمام دوستانی که من میشناختن متوجه باردار بودنم شدن:( چون مدت ها بود حضورا هم ندیده بودیم، به شدت چاق شدنم براشون جلب توجه میکرد و هر چه تلاش کردم با چادر و حجاب این شکم بزرگ بپوشونم نشد که نشد.
---------------------------------------------------------
کلا احساساتم یکم جریحه داره. حس میکنم کسی شرایطم درک نمیکنه. منظور خانواده هامونه. میدونم توقع زیادیه که بیان بهمون سر بزنن. ولی باور نمیشه انقد بی خیالن و اصلا هیچی تغییر نکرده. خانواده همسری هم مثل قبل همیشه فقط میگن این مهمونی رو که میاین دیگه و اصلا شرایط من رو نظراتشون تاثیر نداره. چند روزه احساس میکنم مامان خودمم مامان من نیس. به خواهر بزرگه حسودیم میشه که برا روضه ی ایشون اومدن تهران. برای بردن دخترش اومدن ولی هیچ وقت کسی برای من و شرایطم نیومده بهم سر بزنه. میدونم توقع زیادیه. نمیدونم چمه. ذهنم دچار خود درگیری شده. ولی از ته دلم میخوام یه راهی وجود داشت که بدون کمک هییییییییییچ کس و مامانامون میتونستم پسر بزرگ کنم و همین جا تهران زایمان کنم. حتی بهشون نمیگفتم تا بچه به دنیا نیومده...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 4 مهر 1396
مهتا


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic