تبلیغات
ذهن شلوغ مهتا - مطالب مرداد 1396
 
ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امروز خوندن این کتاب رو هم به پایان رسوندم. کتاب ارزشمند و مفیدی بود. اما حجم کتب در مقایسه با مطالب ارزشمند زیاد بود و به نظرم کاملا قابل خلاصه شدن هست. البته کسی که این مشکل رو در فرزندش میبینه و دنبال راه حل هست قطعاً ارزش داره که وقتش رو برای مطالعه ی کتاب بگذاره. علی الخصوص فصل مربوط به تشویق رو خیلی دوست داشتم.



نوع مطلب : کتاب،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 20 مرداد 1396
مهتا
دیشب به اتفاق همسری و لطف نتبرگ رفتیم رستوران ایتالیایی داوین در خ پیامبر شرقی. سیب زمینی سرخ کرده، پاستا میلانو و پیتزا دوناتوره سفارش دادیم. پاستا به نظرم خیلی خیلی خوشمزه بود و همین طور حجمش زیاد بود، طوری که سیب زمینی و پاستا برای هر دومون کافی بود. پیتزا کاملا سبک ایتالیایی، یعنی با نون نازک ولی من پیتزای پدر خوب بیشتر دوست داشتم از لحاظ طعم.  در کل خیلی راضی بودیم و قیمت هم نسبتا مناسب بود. 
بعد از اون هم به اتفاق همسری رفتیم پارک لاله و قدم زدیم. شب بسیار خوبی شد. خیلی روحیم عوض شد:)




نوع مطلب : روزنگار،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 19 مرداد 1396
مهتا
1. اردوان
یاری کننده ی درستکاران، اسم فارسی و از شخصیت های شاهنامه هم هست.

2. نیها
نیت پاک و خیر

3. کارن
شجاع و دلیر

4. کوشا

5. صدرا
بالابرنده، ارج دهنده

6. روهان
نیک سیرت و پارسا

7. رایا
آن که مورد توجه خداوند است.
نامی عبری

8. طاهر

9. محیی
زنده کننده، از نام های خداوند

10. مرتاح
شادی آور، گشایش دهنده. از اسما خدا

11. ارمیا
لقب حضرت علی و خضر نبی،

12. مهدی یار

13. رایکا (مازندرانی و گیلکی) (= ریکا) به معنی پسر، محبوب و مطلوب

14. آروشا
 باهوش و نورانی

15. آصف

16. میشا
همیشه بهار

17. رهام
http://www.namefarsi.com/%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%85/

18. یاسر

19. یاسین
سوره ای در قرآن،
از اسامی رایج ایرانیان در سال های اخیر

20. ایلیا
لقب حضرت علی،
از اسامی رایج ایرانیان در سال های اخیر
نامی عبری

21. سبحان
از اسامی رایج ایرانیان در سال های اخیر

22. بنیامین
نام یک پیامبر
از اسامی رایج ایرانیان در سال های اخیر

23. آرتا
پاک، راستی، درستی
نامی فارسی

24. رایبد
دانشمند، حکیم ، دانا
اسم فارسی

25. رایمون
پسر باهوش
فارسی، گیلکی

26.آرتین
artin
فارسی آرش،عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است

27.شنتیا
šəntiya
فارسی فاتح پیروز از القاب حضرت علی


اینا چیزایی هست که پسندیدیم. متسفانه انگار رایمون، نیها، رایا، روهان و مرتاح در ثبت احوال تعریف نشده. رایمون تقریبا مطمئنم که اجازه نمیدن و به روهان بیشتر از بقیه امید دارم.

دوست دارم اسم گل پسر یه اسم ایرانی ولی با معنای زیبا باشه. این که صرفا در شاهنامه به کار رفته برای من جالب نیست. اما تعداد اسم های ایرانی معنی دار که خاص باشن و ثبت احوال هم قبول کنه و ... خیلی کمه. 


حالا اسم های مد نظر من باز این هاست:
روهان
ارمیا
یاسین
رایا
ایلیا
صدرا
ابراهیم
برنا
محیا




نوع مطلب : روزنگار،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 مرداد 1396
مهتا
من باردارم و خواهر بزرگتر دائم زنگ میزنه و از مشکلاتش میگه. غیبت پشت غیبت. از آدم هایی که بهش ظلم کردن و حق خودش و بچش خوردن و تازه طلبکارن. 50 میلیون پول ناقابل گرفتن ازشون و پس نمیدن و منت هم میذارن! وقتی هم میگن ما 100 میلیون بدهی داریم باید به پدر و مادرمون و مردم پس بدیم میگن انقد فک نکن خدا درستش میکنه. پدر هم که وظیفش هست که پشت بچش بگیره. مهم نیست.!! من میشناسمشون و این روانیمممممممممممم میکنه. باهاش دعوام میشه و بد حرف میزنم و اونم میگه تو همیشه مثل سگ پاچه آدم میگیری. از شنیدن حرفایی که پر از انرژی منفی هست بیزارم. خیلی بیزارم. همیشه حرفاش همینه. وقتی بهش میگم این آقایون خیلی به شما ظلم کردن و میکنن ولی وقتی اینا رو برا من تعریف میکنی باعث میشی گناهشون تازه بیاد پای تویی که مظلومی. میگه من که تهمت نمیزنم. اینا واقعیته. حرف هم نزنم میترکم. راست میگه خیلی کاراشون زشته. خیلی سواستفاده میکنن اما من تحمل شنیدن حرفای منفی رو ندارم.

خدایا خودت کمک کن دلم نمیخواد در حالی که فرزند یه همچین مرد پاکی رو در دلم دارم گناه کنم. دوست ندارم. تو کمکم کن انقد ملت پیشم درد و دلی که منجر به غیبت میشه رو نکنن.
-----------------------------------------------------------------

تغییراتم داره کمالا محسوس میشه. شکمم خیلی بزرگ شده ولی خدا رو شکر زیر حجاب میشه که مخفی بشه. وزنم بر خلاف قبل به سرعت در حال بالا رفتنه. احساس میکنم چند روزی هم هست که پف کردنم شروع شده. روحیاتم خدا رو شکر خیلی بهتره.  البته شاید اینا اثرات شمال رفتن و عوض شدن روحیه باشه. در هر صورت احساس بهتری دارم. البته خیلییییی نفسم میگیره و از تک و تا افتادم. اما احساس بهتری دارم. فقط استرس پروپوزال افتاده به جونم.




نوع مطلب : روزنگار،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 مرداد 1396
مهتا
اصلاً و ابداً نمیدونم چطور باید حوزه مورد مطالعه م رو پیدا کنم چه برسه به جزئیات پروپوزال. و این در حالی هست که دوستان حتی کارای اداری مربوط به دفاع از پزوپوزال انجام دادن.
بزرگترین مشکل هم این هست به حوزه ای علاقه ندارم که بخوام واردش بشم.
خدایا میشه خودت یه موضوعی بزاری جلو راهم که خیر دنیا و آخرت توش باشه؟ دلم نمیخواد عمرم سر چیزی بزارم که نهایتاً از توش به زور دو عدد پیپر به درد نخور در بیاد...

استاد محترم که از شنبه تا به امروز جواب بنده رو ندادند. و حالا که ندادند امیدوارم دیگه در مورد کار قبلی حرفی نزنن تا من بتونم یکم به زندگی و پروپوزالم برسم. 

کارم شده وبگردی و چک کردن هزار باره ی وبلاگ ها و همین طور کتاب خوانی. دیروز هم یک کتاب زندگی نامه رو کامل خوندم. (زندگی نامه ی شهید ناصر کاضمی) کاش زودتر موضوعم رو تعیین کنم تا بتونم روش وقت بزارم. نوشتن پروپوزال و اسلاید ساختن خودش 1 ماه وقت میگیره. من باید حوزه کلی رو مشخص کنم، کل ادبیاتش رو بخونم و یه چیزی که جا افتاده پیدا کنم که بشه به عنوان تز دکترا روش کار کرد. و همه ی این ها باید ظرف 3 ماه نهایتاً تموم بشه:(((((((
-----------------------

فردا باید برم سونوگرافی. جایی که همیشه میرفتم (سونوگرافی پارسیان) این بار بیمه قبول نمیکنه و هزینه سونو رو حدود 350 هزار تومن تعیین کرده، به علاوه فردا همه ی پزشکاشون مرد هستن. منشی خانم دکتر افسانه واسعی هم گفت اصلاً این سونو رو انجام نمیدن و این شد که میخوام برم پیش خانم دکتر فاطمه مهتاب قربانی. انگار اگه هزینش رو بدیم سی دی هم میزنن. خدا کنه همه چیز خوب باشه. هم استرس دارم و هم خوشحالم. خوشحال از این بابت که بعد از مدت ها میرم دکتر و اگر خدا بخواد و همه چیز خوب باشه کمی خیالم راحت میشه. از طرفی نوبت نمیدن!!! و منشی دکتر گفته باید صبح زود خودت برسونی تا نوبت بگیری برا همون روز. واقعاً دکترها نوبرن. با این همه پیشرفت تکنولوژی کمی هم که شده تلاش نمیکنند تا مریض هاشون کمتر اذیت بشن!! جالبه که احتمالاً کلی حقوق هم میدن به منشی. از برخورد پشت تلفن منشی که اصلاً راضی نبودم. حتی حاضر نشد درست بگه هزینش چقدر میشه. خوب شاید برا یکی مهم باشه. شاید یکی از پسش بر نیاد. سریع تلفن رو قطع کرد!





نوع مطلب : روزنگار،، کتاب،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 6 مرداد 1396
مهتا
امروز مطالعه ی این کتاب 236 صفحه ای رو به پایان رسوندم و تصمیم گرفتم چند خطی کوتاه در مورد این کتاب بنویسم.

کتاب تجربیات دو مادر در تربیت فرزندانشون هست که 5 سال در کارگاه های تربیت کودک دکتر هایم جینات شرکت کردند.
بعضی از قسمت های کتاب ممکن هست خسته کننده و غیرمفید به نظر برسه، اما در مجموع پر از مثال ها و راه حل های ارزشمنده که میتونه راهگشا باشه. به نظر من این کتاب ارزش نه یک بار مطالعه بلکه چندین بار خوندن رو هم داره.
در نهایت فکر میکنم مطالعه ی این کتاب برای والدینی که فرزندان 4 سال به بالا داشته باشند خیلی ارزشمندتر خواهد بود و بهتره پدر و مادر هر دو کتاب رو مطالعه کنن.

روز خوش:)




نوع مطلب : کتاب،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 مرداد 1396
مهتا
بلاخره بعد از 9 ماه فایل مربوط به مقاله و پاسخ داورها رو برای استادم ارسال کردم. البته بعد از گشت 1 روز و نیم همچنان پاسخی دریافت نکردم. 
به هر حال خیلی از این موضوع خوشحالم. امیدوارم ریزالت ها صحیح باشند و استاد هم از نگارش مقاله راضی.

حالا دیگه وقتش رسیده برم سراغ پایان نامه ی خودم و تکلیف پروپوزالم رو هر چه زودتر و قبل از این که بزرگتر شدن نی نی مانع دفاعم بشه روشن کنم.
خدایا بابت همه چیز شکر




نوع مطلب : روزنگار،، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 2 مرداد 1396
مهتا