ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کاش انقدر همسر خوب نبود. صبح با گریه شروع کردم. دیروز عشقم برای جلسه کاری رفته بود شمال و ما تهران موندیم. موقع برگشت دوبار پیاپی چرخ ماشینش پاره و پنچر شد. دومی عملا پاره پاره شد. عملا یه 4 ساعتی دیرتر رسیدن. برگشت مامان و بابا و برادرزادم با همسر اومدن و فکر این که خدایی نکرده زبونم لال اتفاق بدی برای همسر قرار بوده بیوفته دیوونم میکنه. امورز هم مصاحبه کاری داره تو یه کارگاه ساختمانی. باز هم اظطراب افتاده تو دلم که اونجا خطرناکه نکنه اتفاقات دیشب... نمیتونم جلوی اشکام بگیرم و همسر میگه به خاطر کوچولوی توی شکمت گریه نکن.  ولی سخته. خودش مثل خودش رو نداره که درکم کنه. فکر که میکنم میبینم عملا من تو زندگی هیچ کاره هستم. همه چیز همسره.
همسر همه چیز منه. بدون همسر خودم نمیشناسم. زندگی کردن بلد نیستم. هیچی نیستم. خدا جونم همسر مهربونم به خودت میسپارم. خدای مهربان من اجازه بده سایش بالای سر من و بچه ها باشه. مادرو پدر و برادرزاده هم به سلامت برگردن.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 دی 1397
مهتا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر