تبلیغات
ذهن شلوغ مهتا - تجربه ی بستری در بیمارستان
 
ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شب گذشته به خاطر بالارفتن ضربان قلب جنین و خودم به همراه تب و اسهال در هفته 38 بارداری در زایشگاه بستری شدم. چیزی که اذیت میکرد توضیح دادن در مورد سندروم و سونوها برای همه ی پزشک ها بود. هر بار که کسی در این مورد میپرسید، باز من عصبی میشدم و وقتی پزشک روز بعد سونوی کامل بارداری و آنومالی و ... نوشت کنترلم از دست دادم. دیگه طاقت سونو دادن و شنیدن این حرفای همیشگی ندارم.  دوست دارم برای خودم امید داشته باشم و این دکترها میان به راحتی همه ی امیدها رو نابود میکنن. حالا دیگه مادرجان هم متوجه شد. البته اصلا از عمق فاجعه خبر نداره و فک میکنه تشخیص اشتباه بوده. چون وقتی از برادر در مورد نتایج سونو پرسید برادر گفت دکتر رادیولوژیست گفته همه چیز نرمال بود. البته گفتن همه چیز نرمال بوده جز این که اتند هم وجود سندروم دندی واکر واریانت تایید کرد. منتهی با پیش آگهی مثبت و این امید که عمق فاجعه زیاد نباشه. نمیدونم چرا دلم روشنه. همه ی این دکترا اشتباه میکنن. دقیقا همشون. ورمیس یا بعدا تشکیل میشه یا تو این زاویه دیده نشده. دکتر اتند میگفت چون بطن چهارم به بالا راه داره پس قسمت پایین ورمیس بسته نشده و سندروم وجود داره. این که تو سونوی آنومالی هم وجودش تایید نشده طبیعی هست چون قبل هفته 20 انتظار نداریم پایین ورمیس بسته شده باشه.....قبل سونوگرافی داشتم جون میدادم اما بعدش نه، آرامش دارم. اصلا دیگه برام نظر دکترها اهمیتی نداره. هرچی خدا بخواد همون میشه ومن مطمینم که خدا به ما رحم میکنه.
عزیزدلم به دلایل زیر من دلم روشنه.
اولا پیشنهاد ام آرآی دادن یعنی نتیجه قطعی نیست و خودشون هم میدونن که امکان داره اشتباه کرده باشن.
دوما مجبور شدن بگردن فک کنن چرا گفته شده واریانت دندی واکر و اصلا این طوری نبود که در لحظه تشخیص بدن. پس مسیله اگرم باشه حاد نیست.
سوما این که راه داره و بسته نشده دلیلی نمیشه قسمت پایین ورمیس تشکیل نشده باشه. خوب میشه تشکیل شده باشه حالا راه هم وجود داشته باشه به بالا.
چهارم شکل همه ی ورمیس ها لزوما شبیه هم نیست.
پنجم همه از یه زاویه دیدن و ممکنه همه اشتباه کرده باشن.
ششما دل همسر عزیزم روشنه.
هفتما حاج آقا گفته سلامتی بچه تضمینه.
هشتما دایی حسین هم میگه این بچه به طور خاصی باهوشه و دلش روشنه.
نهما من این پسر نذر امام زمان کردم. از خدا خواستم شهیدش کنه و ادامه دهنده راه حضرت ابوالفضل باشه. از بزرگی خدا بعیده که اینجوری پسرم ازم بگیره و من آزمایش کنه.
دهما ممکنه ورمیس بعدها تشکیل بشه!
یازدهما همیشه ممکنه معجزه اتفاق بیافته
دوازدهما هر اتفاقی که بیافته من عاشق پسری هستم که پدری چون همسر رو داره و مطمینم با وجود همسر خیلی خوشبخت خواهد شد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 19 آذر 1396
مهتا
جمعه 24 آذر 1396 11:21 ب.ظ
ان شالله همه چی ختم به خیر بشه.
مهتا الهی آمین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر