ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دایی جون امروز با یه همکاری که تخصص پرنتالوژی داره صحبت کرد. دکتر بهش گفته احتمال این که خطا تو سونوگرافی باشه خیلی زیاده و کلا تو سونوی مغز خطا زیاد پیش میاد، اما اگه دوباره همین نتیجه تایید بشه اوضاع خیلی خرابه. گفت برید سونو رو به دکتر قطبی زاده در بیمارستان امام نشون بدید. چیزی که نگران کنندس اینه که شما رو پیش یکی از بهترین سونوگرافیست های تهران سونو کردیم. البته به نظر من این دکتر ناآگاه بود. حتی اگه سونو هم تایید بشه بازم جی امیدواری هست. منتهی ایشون نمیدونسته. امروز اول ربیع هست. از صبح زود که بیدار شدم دلم روشنه. دلم قرصه که خدا تنهامون نمیزاره. خودش گفته دعا کنید تا استجابت کنم و ما هم دعا کردیم. خیلی دعا کردیم. راستی پسر نازنینم عیدت مبارک:)
قبلا بابایی با حاج آقا تماس گرفته بود، حاج آقا گفته بودن براتون محاسبه میکنم اما تو ماه صفر نمیشه کاری کرد و بزارید ربیع بشه بعد تماس بگیرید. حتما صبح زود تماس بگیرید. امروز بابایی تماس گرفت. حاج اقا پرسید با این اوصاف حالا هدفتون چیه. قبلا بابایی گفته بود اگه میشه به ما یه دستوری بدین. ما انتظار داشتیم بگه فلان سوره رو زیاد تلاوت کنید ان شالله مشکلتون حل بشه. بابایی هم گفت میخوایم ببینیم پسرمون سالم باشه و عاقبت بخیر. بعد چند دقیقه خود حاج آقا زنگ زد. منتظر نموند تا بابا نتیجه رو پیگیری کنه. گفت این پسر خیلی عاقبت بخیره. عالیی عالی. بابایی دوباره در مورد سلامتیت هم سوال کرد و جواب شنید که خیالتون راحت. این پسر هیچیش نیست. پزشکا اشتباه میکنن. پیگیری نکنید.
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی خوشحال شدم. تو رو به خدا سپردم عزیز دلم. سلامتیت هم از خودش میخوام نه پزشکا. عاشقتم عزیزم. نتیجه ی سونو هرچی که باشه برای من عزیزترینی. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 آبان 1396
مهتا
چهارشنبه 1 آذر 1396 03:13 ق.ظ
ایشالا که مشکلی نباشه براتون دعا میکنیم
مهتا خیلی لطف میکنید.
سه شنبه 30 آبان 1396 02:11 ب.ظ
خداروشکر. خییییییلی خوشحال شدم
مهتا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر