ذهن شلوغ مهتا
درباره وبلاگ


من یک زنم، یک همسر، یک دختر، یک عروس و خواهر و دست آخر هم یک دانشجوی دکترای مهندسی. حالا مادر هم شدم...
سعی میکنم زندگیم را به بهترین شکل ممکن هدایت کنم تا از پس مسئولیت های سنگینی که هر کدوم از این عناوین روی دوشم گذاشته ان؛ بر بیام.
من دختری هستم که عاشق تجربه های جدیده. بسیار احساسی هستم و عاشق. با چیزهای کوچک شادی های بزرگ تجربه میکنم و گاهاً هم زودرنج و دلگیر میشم. اشکام همیشه آماده ی سرازیر شدنه. برون گرام اما اعتماد به نفسم بالا نیست، پر از احساسم اما متأسفانه یا گاهاً خوشبختانه اغلب تصمیمات زندگیم با منطق گرفتم و میگیرم. به شدت کلی نگرم و اصلاً جزئیات رو نمیبینم. برای اطرافیانم ارزش زیادی قائلم و از اونها تأثیر میپذیرم. برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه دارم اما پرم از خیال پردازی، با خیالاتم و حس ششم قوی ای که دارم، زندگی میکنم و میتونم احساسات آدم ها رو به خوبی و بیش از بقیه از رفتارشون درک کنم. پرم از آرزوهای کوچیک و بزرگ و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه. انقدر دغدغه هام زیاد هست که گاهی فراموششون میکنم:)
اینجا دفتر خاطرات من هست. جایی که از روزهام مینویسم و سعی دارم تا با نوشتن روند تغییرات فکر و دغدغه هام در طول زمان ثبت و دنبال کنم.

مدیر وبلاگ : مهتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 first off  اول از همه 
 sore  دردناک 
 shifty  حیله گر، با تدبیر 
 lowlife  افراد بدنامی که به مجرم بودن شناخته میشن 
 fur   خز/ در فعل به معنی باردار شدن هم هست! 
 fancy  تجملی (صفت)/ تصور، خیال (اسم) 
 sake  دلیل/سود 
 rug  قالیچه 
 skunk  راسوی متعفن/ در فعل هم به معنی فریفتن 
 cheese and crackers یه اصطلاح در لهجه لندن 
 break bread. to share ones belongings or assets with another person  نون و نمک خوردن 
 cannoli  یه جور شیرینی 
 snoop  تجسس کردن/ جاسوسی کردن 
 performer  سرگرم کننده 
 mime  تقلید/ پانتومیم 
 intimidate  ترساندن 
 rip up  پاره کردن 
 yell  فریاد زدن 
 howler   زوزه کش، جیغ زننده 
 dispatch  اعزام کردن، فرستادن/ انجام سریع، شتاب 
 jaguar  پلنگ خالدار آمریکایی 
 tense  عصبی و هیجان زنده 
 clown  مسخره 
 get to s.b.  اذیت کردن، اسیب رساندن 
 scout  پیش آهنگ/طلایه دار/ مامور دیده بانی 
 scrape sth/sb together/up. informal. — phrasal verb with scrape uk ​ /skreɪp/ us ​ /skreɪp/ verb. to manage with great difficulty to collect enough of something, especially money, or to find the things or people that you need 
 troop  دسته، گروه 
 muzzle  پوزه بند 
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  




نوع مطلب : آموزش زبان انگلیسی، فیلم، سریال و انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 27 شهریور 1395
مهتا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر